تا قبل از سال 1913
ميلادي، افراد گروه هاي تعميرات شبكه هاي برق در ايالت اوهايوي آمريكا،
براي پاره اي از تعميرات از چوب هاي عايق بلندي از جنس افرا استفاده نموده و
به وسيله ي آن سيم هاي برق را از محدوده ي كار خود دور نگه مي داشتند.

.................
آنها همچنين از اين چوب ها براي باز و بسته نمودن كليدهاي زير
بار استفاده مي كردند. تداوم اين گونه عمليات، اندك اندك اين تصور را در
آنان پديد آورد كه با طراحي و ساخت ابزارهاي خاصي بتوانند به راحتي روي
شبكه هاي برقدار كار كنند. اين در حالي بود كه به دليل عدم ارتقاي كيفيت
عايقي در اين چوب ها، دامنه ي عمليات شبكه تا سطح 11 كيلوولت متوقف شده و
استفاده از چوب هاي افرا در ولتاژ هاي بالاتر كارآيي نداشت و كارگران به
دليل عدم اطمينان به ويژگي هاي ايمني آنها، از فعاليت در شبكه هاي برقدار
هراس داشته و رغبتي نشان نمي دادند، ضمن اينكه همين ابزار موجود نيز بسيار
ساده، دست ساز و بي كيفيت بود.
......

.............
انگيزه ي سود سرشار حاصل از انجام تعميرات با خط گرم، به
تدريج شركت هاي برق و سازندگان قطعات را به سوي ساخت تجهيزات مورد نياز
ترغيب نمود. در همين راستا سازندگان عمده اي در چند ايالت صنعتي آمريكا به
توليدات ابزارآلات پرداختند كه بزرگترين آنها شركت Tips Tools به پيشرفت
هاي خوبي در اين زمينه نايل آمد. به گونه اي كه به لحاظ كيفيت تجهيزات
جديد، امكان عمليات روي شبكه ي برقدار ، تا سطح 33 كيلوولت افزايش يافت.
در سال 1916 ميلادي به منظور نصب تجهيزات مختلف روي بكه هاي
برقدار، ابزاري به شكل يك قلاب مارپيچ به نام الكتريكال هوك ( Electrical
Hook ) در ايالت آتلانتا ساخته شد. جالب اينكه همين ابزار ، بعدها زمينه ي
توليدات ديگري مانند انواع روپ بلاك و ابزار اتصال زمين و غيره را براي
انجام عملياتي مانند باز و بست جمپرها، اصلي ها، كشيدن پين ها و همچنين
سرويس هادي ها فراهم كرد. در سال 1918 ميلادي نيز توليد ابزارهايي مانند
گيره هاي اتصال زمين و چوب هاي عايق در ايالت ايلينويز شروع شد و چند سال
بعد شركت سازنده ديگري به توليد ابزار شاخه زني، سدل ها، لورليفت ها و ديگر
ابزارهاي دستي پرداخت. اين ابزارها رفته رفته شكل قابل قبول تري به خود
گرفت و در سال 1930 ميلادي، با ساخت عايق هاي بهتر، سطح تعميرات شبكه تا
ولتاژ 66 كيلوولت افزايش يافته و در سال 1935 ميلادي به سطح 110 كيلوولت
رسيد.
..........

.......
در سال 1937 ميلادي شركت A.B.Chance در جهت ترويج ساخت ابزار
خط گرم، شركت Tip Tools را خريداري نموده و بخش تحقيق و توسعه ي آن را
تقويت كرد. توجيه تشكيل چنين شركتي اين بود كه در آينده به آساني نمي توان
براي عملياتي همچون تعويض پايه ، بستن جمپرها ، تعويض انواع مقره، بست هاي
تك پيچه و دوپيچه، تعويض كراس آرم و يا موارد مشابه، جريان الكتريكي شبكه
را قطع نمود. چرا كه با وجود شبكه هاي موازي دو مداره و لزوم تداوم جريان
برق، انتظار عمومي اين بود كه كارهاي لازم بر روي شبكه ها بدون اعمال
خاموشي انجام شود.
بر اين اساس كارشناسان شركت A.B.Chance عقيده داشتند با توجه
به اينكه مسووليت انجام تعميرات روي شبكه هاي برق دار بر عهده كاربران است و
آنان به دليل استفاده مستقيم از ابزار خط گرم، براي هر گونه تغيير در نوع
توليد ابزارها صاحب نظر بوده و بايستي طرح و پيشنهادهاي لازم را به شركت
ارائه دهند. نتيجه ي اين مشاركت جويي بسيار شگفت انگيز بود، چرا كه دو تن
از متخصصين A.B.Chance به نام هاي او.جي.اندرسون و ام.آر.پاركين (
O.G.Anderson and M.R.Parkin ) در سال 1945 ميلادي، موفق به ساخت استيك (
اهرم عايق نيرو گير ) با تحمل ولتاژ 287 كيلوولت شدند.
در همين راستا مطالعات وسيعي براي جايگزيني يك عايق سبكتر
آغاز شد و شاخص هاي ديگري مثل استقامت و ايمني بالا مورد توجه قرار گرفت.
تا اينكه در سال 1947 ميلادي، طراحان شركت A.B.Chanceدر جهت كاهش بيشتر
وزن، به فكر ساخت قطعات فلزي انتهايي استيك ها از جنس آلومينيوم افتادند،
زيرا علاوه بر مشخصات عايقي و كشش مكانيكي، يكي از عوامل مؤثر در طراحي
ابزارآلات خط گرم، توجه به سبكي، راحتي كاربرد و عدم ايجاد خستگي زودرس
براي كاربران بود. در سال 1948 ميلادي، سطح تعميرات در شبكه هاي برق ايالت
ميشيگان به 330 كيلوولت افزايش يافت و با استفاده از نتايج مطالعات انجام
شده، در اواسط سال 1950 ميلادي ، تعداد ابزار جديد از جنس فايبر گلاس ساخته
شد، اما شكنندگي آنها باعث گرديد خيلي زود از گردونه ي توليد خارج شوند.
در سال 1954 ميلادي شركت ديگري به كارگيري ابزارهايي از جنس
ماپلاك ( Maplac ) در خطوط 345 كيلوولتي ايالت ميشيگان را مورد آزمايش قرار
داد. اما در سال 1957ميلادي با احداث شبكه هاي 500 كيلوولت و آزمايش هاي
مربوطه، مشخص شد كه ابزارهاي جنس ماپلاك هم ديگر جوابگو نمي باشند.
..........

در اواسط سال 1950 ميلادي، همزمان با به كارگيري ماپلاك،
كارشناسان و مهندسين طراح شركت A.B.Chance تحقيقات خود را در مورد اين
مسئله كه ابزار مورد نطر تا حد ممكن ساده و راحت تر ساخته شوند آغاز
نمودند. سرانجام پس از آزمايش هاي متعدد، در سال 1959 ميلادي، ماده اي
جديدي از خانواده ي رزين ها به نام اپوكسي گلاس ( Epoxiglas ) با 75
كيلوولت قدرت عايقي در هر فوت و همچنين مقاومت مكانيكي و الكتريكي عالي،
جايگزين كليه ي مواد قبلي شد و انقلابي بزرگ در اين صنعت به وجود آورد.
ماده ي اپوكسي گلاس، شامل اپوكسي رزين آغشته به فيبرهاي شيشه
اي است كه به دور يك حلقه ي پلاستيكي از جنس فوم پيچيده شده و داخل اين
حلقه داراي مواد بي اثري مي باشد كه از ميليون ها سلول جدا از هم براي
جلوگيري از جذب رطوبت تشكيل شده است.
...............

.................
روي حلقه ي پلاستيكي مذكور توسط مواد تقويت كننده پوشانده شده
و اين مواد از نظر قانوني به ثبت رسيده اند. قدرت الكتريكي و مكانيكي
اپوكسي گلاس در دنيا شناخته شده و دلايل زيادي براي استقبال عمومي از آن
وجود دارد. علاوه بر قدرت عايقي فوق العاده ، مواردي همچون مقاومت در برابر
آب و هواي مختلف، مواد شيميايي و رطوبت از جمله خصوصيات بارز اين ماده
است. ضمن اينكه ابزارهاي ساخته شده از اپوكسي گلاس با توجه به دارا بودن
قدرت مكانيكي بالا و پايداري زياد به نگهداري و سرويس كمتري نياز دارند.
متعلقات فلزي تجهيزات خط گرم از آلياژ آلومينيوم بوده و علي
رغم وزن كم از مقاومت مكانيكي بالايي برخوردار مي باشند. آزمايشي كه در سال
1960 ميلادي روي شبكه ي 460 كيلوولت انجام شد، استفاده از اپوكسي گلاس را
موفق نشان داد. همچنين در سال 1964 ميلادي نوع جديدي از مواد اپوكسي گلاس
تا سطح 735 كيلوولت در شبكه هاي E.H.V آمريكا و كانادا مورد آزمايش قرار
گرفت. در حال حاضر توليدكنندگان زيادي در جهان ابزار و تجهيزات خط گرم را
مي سازند و امكان انجام هر نوع تعميرات بر روي خطوط برق دار تا سطح 750
كيلوولت به روش فرمان از دور و نزديك فراهم مي باشد.